دانلود آهنگ سعدی زهر جدایی؛ اگر دل سوخته ای بشنو + نفسیر کامل

دانلود آهنگ سعدی شیرازی زهر جدایی
Sadi – Zenhar Ke Khun Michekad
دانلود آهنگ های سعدی
متن آهنگ سعدی شیرازی زهر جدایی
۱. آن را که غمی چون غم من نیست چه داند / کز شوق توام، دیده چه شب میگذراند؟
[کسی که داغ و اندوهی همسنگ غم من نچشیده، هرگز درک نمیکند که چشمان من در شبهای اشتیاق و دوری چگونه تا بامداد بیدار و گریان است.]
۲. وقتست اگر از پای درآیم که همه عمر / باری نکشیدم که به هجران تو ماند
[اگر اکنون از پا بیفتم و تلف شوم رواست؛ زیرا در تمام دوران زندگی بار رنجی به سنگینی درد جدایی از تو بر دوش نکشیدهام.]
۳. سوز دل یعقوب ستمدیده ز من پرس / کاندوه دل سوختگان، سوخته داند
[عمق اندوه یعقوب رنجکشیده در فراق یوسف را فقط باید از من جویا شوی؛ چرا که حال دلسوختگان را تنها کسی میفهمد که خود در آتش نشسته باشد.]
۴. دیوانه گرش پند دهی کار نبندد / ور بند نهی سلسله در هم گسلاند
[نصیحت کردن عاشق شوریده بیفایده است؛ اگر اندرز دهی گوش نمیکند و اگر به زنجیرش بکشی، بندها را از جنون خواهد گسست.]
۵. ما بی تو به دل برنزدیم آب صبوری / در آتش سوزنده صبوری که تواند
[ما در غیاب تو هرگز نتوانستیم بر دل خود آبی از شکیبایی بپاشیم؛ چه کسی تاب شکیبایی در دل شعلههای سوزان آتش را دارد؟]
۶. هر گه که بسوزد جگرم دیده بگرید / وین گریه نه آبی است که آتش بنشاند
[هر زمان که جگرم از فراق کباب میشود، دیدگانم سیلاب اشک جاری میسازند؛ اما این گریه آبی نیست که آتش درونم را خاموش کند، بلکه خود نشانه حریق است.]
۷. سلطان خیالت شبی آرام نگیرد / تا بر سر صبر من مسکین ندواند
[سپاه و پادشاه یاد و تصویر تو در هیچ شبی آسوده نمینشیند، مگر آنکه بر دژ صبر و توان این عاشق بینوا بتازد و آن را تارومار کند.]
۸. شیرین ننماید به دهانش شکر وصل / آن را که فلک زهر جدایی نچشاند
[حلاوت و شیرینی وصال در کام کسی لذتبخش نخواهد بود، مگر آنکه روزگار پیشتر شرنگ تلخ هجران را در گلویش ریخته باشد.]
۹. گر بار دگر دامن کامی به کف آرم / تا زندهام از چنگ منش کس نرهاند
[اگر روزی دوباره دستم به دامن وصال و آرزو برسد، تا زندهام و جان در بدن دارم اجازه نخواهم داد هیچکس آن را از چنگم برباید.]
۱۰. ترسم که نمانم من از این رنج دریغا / کاندر دل من حسرت روی تو بماند
[از این بیمناکم که زیر بار این شکنجه هجران زنده نمانم و دریغا که آرزوی دیدار سیمایت برای ابد در سینه خاک بماند.]
۱۱. قاصد روَد از پارس به کشتی به خراسان / گر چشم من اندر عقبش سیل براند
[اگر چشمان من پشت سر نامهبر اشک ببارد، چنان طوفانی برپا میشود که قاصد میتواند با کشتی از فارس تا خراسان را روی این سیلاب طی کند!]
۱۲. فریاد که گر جور فراق تو نویسم / فریاد برآید ز دلِ هر که بخواند
[فغان از این درد؛ اگر ستم و رنجی را که از دوریات کشیدهام بر کاغذ بیاورم، ناله و فغان از سینه هر خوانندهای برخواهد خاست.]
۱۳. شرح غم هجران تو هم با تو توان گفت / پیداست که قاصد چه به سمع تو رساند
[داستان رنج جدایی از تو را فقط میتوان روبهرو با خودت واگو کرد؛ وگرنه روشن است که هیچ قاصدی توان انتقال این همه سوز را به گوش تو ندارد.]
۱۴. زنهار که خون میچکد از گفتهٔ سعدی / هرک این همه نشتر بخورد خون بچکاند
[زنهار و آگاه باش که واژههای سعدی خونآلودهاند؛ هر کس که روحش اینچنین نشترِ جور خورده باشد، جز کلامی خونین از او برنمیآید.]
مشخصات موزیک زهر جدایی